تبليغاتX
قمار باز.....

قمار باز.....

من از پایان میترسیدم و آغاز کردم ............

دیروز شانسی چند تا آهنگ نسبتا نوستالژیک واسه خودم رو پیدا کنم و چقدر یادم رفته بود حس یه قطعه موسیقی زیبا و چقدر خوب وبد حس گذشته من .

احساس میکنم زیاد دیگه حس تلخی گذشته رو بروز نمیدم بیشتر بی حس و سرد شدم احساس میکنم شاید شاید نمیدونم یاد کوچه های تنهای روزهای برفی و بارونی می افتم یاد کلاغها و گربه تهایی که شبهای سرد زمشتون به فکرشون بودم و چقدر تنها شدم حتی دیگه واسه خودمم دلم نمیسوزه .....

و به افتخار این مسخ خود شدن .....

کوچه ها خالی
ورقها سفید
نامه ای نیمه پاره
کمی سردم شده
و بوی دریا بر دوش باد
گاهی در خود  گاهی درون خود
عشق را فراموش کن
دوست داشتن را فراموش کن
شب را فراموش کن
فراموش کن همه چیز را
فراموش کن  اگر میتوانی

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 11:42 توسط قمار باز |


همیشه دیر بود

هر وقت زود براه افتادیم سفر همیشه نمک نشناش بود ندانستیم...

همیشه زود بود

وقتی به مرگ رسیدیم درازترین عمر سه روز بود و گذشتپ...

بعد نگاه کردم

چشمانت تر بود آتش اول خود را میسوزاند درون و بیرونم آتش شد...

تو!چه دور.....

زندگانی !چه دور.............


بخند

چه ماند برای گریستن تمام کردیم چیزی نمانده

چه میشود بخند...........


همیشه دیر بود

هر وقت زود براه افتادیم سفر همیشه نمک نشناش بود ندانستیم...

همیشه زود بود

وقتی به مرگ رسیدیم درازترین عمر سه روز بود و گذشتپ...

بعد نگاه کردم

چشمانت تر بودزمان اول از خود عبور میکند...

سالها و ماهها از من عبور کردند

تو!چه دور.....

زندگانی !چه دور.............


+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 19:2 توسط قمار باز |


خواهم ایستاد همینجا

رفتنت را نظاره خواهم کرد

بی حرکت آرام به نظر خواهم رسید

احمقانه و بی خود خواهد بود

تمام اعضای بدنم بر هم خواهند خورد

پشت سرت بی صدا نگاهت خواهم کرد

دوباره رل احمق را بازی خواهم کرد


بر قلبم آتشی خواهد افتاد

اینگونه بی وقت نرو

رویاها اول به پایان خواهد رسید

خواهند سوخت بی دود و خاکستر


بهار هیچگاه باز نخواهد گشت

فصلها همه سرد و زمستان

بر روزهایم خورشیدی نخواهئ تابید

احساسم خواب خواهند ماند


همیشه بر زبانم خواهد بود

حسرت اسم تو خواهد شد

دردش بر دلم خواهد ماند

خنده بر لبانم نقش نخواهد بشت


رفتی ....

تمام رویاها آتش گرفت

نه خاکستری نه دودی......

هیچ ...هیچ ...........هیچ نمانده..............


+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 11:20 توسط قمار باز |


چیزی ندارم بگویم جز هیچ که مانده در دستانم و این آخرین است .پایان در راه است......
ساده بودم ساده ماندم اما ساده رفتن را توانم نیست .
بازیچه شدم سکوت کردم
جز خدایم نشنید دردم را


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


Links

AroOsAk KoOkI.....(masi
تنهای تنها
زندگی من...
کوچه پس کوچه های قلبم(قاصدک)
آوای سکوت
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :